أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

187

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نفقه به دو دهد تا هم او بخرج خود كند اگر به ترتيب و نيكو خرج كند چنان كه پسنديده باشد مال او با او دهند كه او رشيد است و اگر نه نگاه دارد تا رشد او پيدا شود و اگر دختر بود پارهء پنبه بخرد از بهر او و كارى كه در خانه بزنان مفوّض است وى را فرمايد و بنگرد در كار او و اگر در كار او رشدى بود مال به او دهد و اگر نه نگاهدارد تا رشد او پيدا شود پس اگر شما ازيشان رشدى و عقلى و صلاحى بينيد در دين و حفظ و نگاهداشت مال ؛ بديشان دهيد مالهاى ايشان ، آنگه خطاب كرد باولياء يتيمان و گفت : مخوريد مالهاى ايشان باسراف و بيداد و ناحقّ از بهر شتاب آن را « 1 » كه ايشان بزرگ شوند و مال با دست خود گيرند و هر كه توانگر باشد بايد كه تعفّف كند و از آن اجتناب نمايد و باندك و بسيار آن طمع نكند و هر كه فقير و درويش باشد بايد كه از مال ايشان نخورد الّا بمعروف و نيكوئى . خلاف كرده‌اند تا بر چه وجه روا باشد درويش را مال يتيم خوردن ؛ بعضى گفتند كه : بر سبيل قرض و اين هم از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند ، حسن بصرى و جماعتى گفته‌اند كه : درويش را روا باشد كه به مقدار سدّ جوع و عورت پوش بردارد و بر وى قضا نبود و نگفتند كه : اجرت مثل واجب باشد او را و گفته‌اند كه : مقدار اجرت مثل برگيرد و اين از عايشه و عبد الله عباس روايت كرده‌اند و مراد بمعروف مقدار و اندازه و قاعده است به عكس آنكه گفت : [ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً ] از اسراف خوردن نهى كرد و به قصد و ميانه رخصت داد ، آنگه گفت : چون از ايشان رشد بينيد و خواهيد تا مال با ايشان دهيد چون مالهاى ايشان بايشان دهيد گواه بر گيريد تا در دعوى ايشان بر شما بسته شود و از تهمت دور باشيد و كسى را در شما طعنى نبود و گفته‌اند كه : آنچه بر سبيل قرض گرفته باشيد چون بايشان دهيد گواه بر گيريد و خداى عزّ و جلّ بس است مكافى و مجازى و محاسب و گواه را . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 7 ] لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ( 7 )

--> ( 1 ) - از جملهء مواردى است كه جمع بين « بهر » و « را » شده است چنان كه در سابق بتفصيل بكثرت آن در كلمات گذشتگان پيشين اشاره شد .